مصلح غیبی

فرازی از کتاب مصلح غيبي (عجلّ اللّه تعالي فرجه الشّريف)
نویسنده محترم: دکتر سید حسن ابطحی
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
سلام و درود بيشمار بر تو اي پاكترين بندگان خدا و اي محبوبترين انساني كه در عالم وجود ميشناسيم.
پدر و مادر و جانم و هر چه دارم فداي خاك پايت باد.
اي كسي كه به بركت وجودت موجودات روزي ميخورند و زندهاند.
اي محبوبي كه دست گدائي تو، به درِ خانه خدا دراز و دست همه موجودات عالم هستي به درِ خانه تو دراز است.
از خدا حيات، هستي، روزي و همه چيز ديگر ميگيري و به ريزه خواران درگاهت تفضّل ميكني.
اي مولائي كه در مهربانيتان همين بس كه عمويتان جعفر تائب را با آن همه اذيّتي كه بر شما وارد كرد بخشيديد و فرموديد: عمويم جعفر مثل برادران يوسف است، وقتي كه گفت: بر شما چيزي نيست. ما هم عفو و گذشت را از يوسف ارث بردهايم و ديگر به او جعفر كذّاب نگوئيد و او را جعفر تائب بناميد.
قربان كلام دلربايت.
صدها يوسف درس همه چيز را از مكتب شما آموخته و عفو را از درگاه جلال شما ياد گرفتهاند.
اي مهرباني كه دشمنانت به غلط تو را يك مقتدر خونريز معرّفي كرده و حال آنكه راضي نميشوي بيجهت حتّي از بيني احدي خوني جاري شود.
اگر انبياء اولوالعزم را شما به چشم محبّت نگاه نكنيد از مقام قرب الهي دور ميشوند و اگر آنها به شما متوسّل نبودند، ارزش وجود نداشتند.
يا صاحب الزّمان، اگر چه ما با روح مقدّستان كه مانند نور خورشيد به همه جا احاطه دارد آشنائي داريم و به وصل شما نائليم امّا چه خوش است جمال ظاهري شما را هم ببينيم و به صورتتان نظاره كنيم و سخن خدا را از آن دو لب پاك بشنويم.
اي قربان آن جمالي كه آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داري.
آيا كسي ميتواند آن قيافه جذّاب را ببيند و دست از ترنج بشناسد و جان خود را فدا نكند؟
آيا كسي ممكن است متوجّه احاطه نور پاك آن وجود مقدّس بشود و به غير او توجّه كند؟
تو مظهر خدائي.
تو آئينه تمام نماي جلال و جمال الهي هستي.
اي محبوبي كه عاشقي مثل امام صادق ( عليه السّلام ) داري كه آن امام بزرگوار و عزيز پروردگار زانوهاي غم را در فراقت در بغل ميگيرد و اشك ميريزد و وقتي كه از او سؤال ميكنند آيا حضرت قائم متولّد شده ميفرمايد: نه!
اگر من زمان او را درك ميكردم تمام ايّام عمرم خدمتگزارش بودم.
يا صاحب الزّمان، شما آن محبوبي هستي كه وقتي سدير صيرفي و مفضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب بر امام صادق ( عليه السّلام ) وارد ميشوند ميبينند آن حضرت روي خاك نشسته مانند زن بچّه مرده با دلي سوخته اشك ميريزد و حزن و اندوه از وجناتش پيدا است، رنگ مباركش تغيير كرده، اشك دو طرف صورتش را پر كرده و بر روي دامنش ريخته و ميگويد: اي آقاي من درد فراقت قوّت را از من برده، آسايش را از من گرفته و زمين را بر من تنگ كرده و استراحت قلبي را از من سلب نموده است.
اي آقاي من مصيبتم به ناراحتيهاي هميشگي متّصل گشته، همه چيز را يكي پس از ديگري از دست ميدهم و جز اشكي كه از چشمم جاري است و نالهاي كه از تمام زواياي دل ميكشم و ستمهائي كه ميبينم چيزي حس نميكنم.
سدير ميگويد: از آن همه ناله و گريه كه امام صادق ( عليه السّلام ) در آن حالت داشت نزديك بود عقل از سرمان بپرد.
احتمال داديم كه براي آن حضرت ناراحتي كوبندهاي پيش آمده و يا از اوضاع زمان آن چنان ناراحت شده كه اين چنين اشك ميريزد.
گفتيم: اي فرزند بهترين خلق خدا، خدا چشم تو را نگرياند، از چه حادثهاي اين چنين گرياني؟ چرا اين گونه مانند باران اشك ميريزي؟
ناگهان امام صادق ( عليه السّلام ) آهي كشيد كه وجودش به حركت آمد و ناراحتيش فزوني يافت و فرمود: اي واي بر شما، امروز صبح به كتاب جفر، همان كتابي كه علم بلايا و منايا و علم آنچه بوده و آنچه خواهد بود، در آن هست و خدا آن را مختصّ محمّد و آل محمّد ( صلّي اللّه عليه و آله ) قرار داده، نگاه ميكردم.
در قسمت تاريخ تولّد حضرت قائممان تأمّل مينمودم و چندي گذشتن زمان غيبت و طول عمر او را ملاحظه ميكردم و بلاهائي كه بر مؤمنين در آن زمان وارد ميشود و ترديدي كه از طول غيبت آن حضرت در دل آنها وارد ميگردد كه اكثر آنها از دين بر ميگردند و شانه از زير بار اسلام و ولايت ما خالي ميكنند ميديدم. دلم سوخت و حزن بر من مستولي شد (تا پايان حديث كه طولاني است).
يا صاحب الزّمان، شما همان عزيزي هستي كه تمام انبياء و اولياء انتظار ملاقاتت را داشته و همه آنها خود را مقدّمه ظهور شما ميدانستهاند.
انبياء و ملائكه به محبّت شما اي فرزند بهترين خلق خدا، به خدا نزديك ميشدند و از نور پاكت براي كمالاتشان كمك ميگرفتند.
روزي اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب ( عليه السّلام ) اشاره به حضرت حسين بن علي ( عليه السّلام ) كرد و فرمود: اين پسرم كه آقا است و جدّش او را آقا ناميده از صلبش مردي همنام پيغمبرتان بيرون ميآيد در وقتي كه مردم غافلاند و حقّ را كشتهاند و ظلم و جور ظاهر شده، او (يعني حضرت قائم ارواحنا فداه) خروج ميكند و اهل آسمانها و ساكنين آنها به خروجش خوشحال ميشوند.
اي جان به قربانت، بر ما سخت است كه همه را ببينيم و شما را نبينيم.
اي جان به فدايت كه ديده نميشوي ولي از ميان ما بيرون نيستي.
اي جان به قربان آن پاك سرشتي كه همه به او محتاجاند و او تنها به خدا محتاج است.
آيا راهي هست كه روزي همنشينت گرديم و آن جمال با كمالت را مشاهده نمائيم؟!
آيا راهي هست كه در هر كجا كه اقامت داري ما هم به عنوان كلب آستانت اقامت كنيم و از فيض حضورت بهره برداريم؟
آيا ميشود نام ما را در طومار دوستانت بنويسي و اين افتخار را به ما بدهي و ما را تا ابد سرافراز نمائي؟!
آيا ميشود روزي پرتوي از خورشيد جمالت در كلبه محقّر ما بتابد كه؛
ز در درآ و شبستان ما منوّر كن ----- هواي مجلس روحانيان معطّر كن
آيا ممكن است لحظهاي گوشه چشمي به ما كني كه:
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند ----- آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند
اي دوازدهمين جانشين پيغمبر اكرم و اي يازدهمين فرزند علي بن ابيطالب ( عليهما السّلام ) .
ما محبّت تو را با شير از مادر گرفته و در دامن پدري كه هميشه به ياد تو بوده پرورش يافتهايم.
آيا ممكن است مانند علي بن مهزيار، مانند علاّمه حلّي يا لااقل مانند آن مرد يهودي و مانند آن شخص سنّي، ايّامي، ساعتهائي يا لااقل چند دقيقهاي ما را موفّق به مجالستت كني و از نعمت ديدارت بهرهمندمان نمائي؟
اگر به لياقت ما باشد، چه كسي جز آباء و اجداد بزرگوارت اين لياقت را دارند كه با تو همنشين باشد و اگر به لطف و كرم شما باشد، قادري، ميتواني حتّي به سنگي اين لياقت را بدهي و او را لايق محضر مباركت نمائي.
عبداللّه بن ابي يعفور ميگويد كه امام صادق ( عليه السّلام ) فرمود: معجزهاي از معجزات انبياء و اوصياء وجود ندارد مگر آنكه خداي تعالي مثل آن را در اختيار حضرت مهدي قائم ما قرار داده است.
پس لياقت عنايت كن و لو از طريق معجزه باشد و ما را از محضر پر بركتت مستفيض فرما.
اي محبوبي كه براي نجات بشريّت صدها سال در زندان دنيا ماندهاي و با مردمان مستضعف دنيا هم دردي ميكني، تو خود از خدا فرجت را بخواه و سر بر سجده در مسجد سهله بگذار و آيه: " امّن يجيب " را بخوان كه دعاي تو مستجاب است.
اي وليّ خدا كه خدا به وجودت افتخار ميكند و بر ملائكه مباهات مينمايد، ما را از مهالك زمان غيبت و گرفتاريها و امتحانات سخت آخرالزّمان حفظ كن و هيچگاه و حتّي لحظهاي دست ما را رها نفرما.
خدايا قلب مقدّس آن عزيز عزيزان را به ما مهربان كن و عفو و كرمش را شامل حال ما فرما.
خدايا تو او را ياري كن.
خدايا تو او را از همه بلاها حفظ كن.
خدايا نگذار آني در قلب مقدّسش كمترين حزن و اندوهي راه پيدا كند و هميشه او را از ما راضي نگهدار.





